اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

231

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

خلقت مرغ يا چهارپايى ميساختند و آواز آن بت مانند آواز حيوان مشابهش بود ، سپس كاهنان آواز بت را به همانچه از احكام نجوم و علم فراست ميخواستند حكم نمايند ، ترجمه ميكردند و مىگفتند كه هر گاه ارواح از بدنها بيرون روند به اين خدايانى كه ستارگان هستند درآيند تا اگر گناهى كرده باشند بدست اين خدايان شست و شو يافته پاك گردند آنگاه به بهشت برين و جاى نخستين خود بازگردند . مىگفتند كه ستارگان با پيمبرانشان سخن مىگفته و آنها را آموخته‌اند كه ارواح بر بتها فرود مىآيند و در آنها جاى ميگيرند و از شدنى پيش از شدنش خبر ميدهند . اين كاهنان با هشيارى عجيب و دقت نظرى كه داشتند بر عوام شبهه ميكردند كه با ستارگان سخن مىگويند و آنها اينان را بانچه خواهد شد خبر ميدهند ، در حالى كه چيزى نبود مگر تيزهوشى و آگاهى كاهنان به اسرارى كه براى طالعها است و درستى فراست تا آنجا كه كم اشتباه مىگفتند و اين درستگويى را بستارگان نسبت ميدادند كه اينان را از آينده خبر ميدهند با اينكه اين امر باطل و بر خلاف عقل است . پس چون يونانيان مصر را تصرف كردند ، مصريان بكيش آنان در آمدند و پس از آنكه روميان جاى يونانيان را گرفتند مصريان نصرانى شدند . كشور قبطيان سرزمين مصر ، بود و از شهرهاى » صعيد « ( بالا ) است : منف ، وسيم ، شرقيه ، قيس ، بهنسا ، اهناس ، دلاص ، فيوم ، اشمون ، طحا ، أبشايه ، هو ، قفط ، اقصر و ارمنت . و از شهرهاى پايين مصر است : اتريب ، عين شمس ، تنوا ، تمى ، بنا ، بوصير ، سمنود ، نوسا ، اوسيه . بجوم ، بسطه ، طرابيه ، قربيط ، صان ، ابليل ، سخا ، تيده ، افراحون ، نقيزه ، بشرود ، طوه ، منوف عليا ، منوف سفلى ، دمسيس ، صا ، شباس ، بذقون ، اخنا ، رشيد ، قرطسا ، خربتا ، ترنوط ، مصيل و مليدش .